تبليغاتX
عشق

عشق

دوست داشتن

روز عشق بر عاشقان مبارک

- نمیگم دوستت دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .

- قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق , مرا در خود کشیدی برمودای من !!!

- ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست , جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست

- بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات ! ولنتاینت مبارک !

- یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی

- ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !

- با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .

- قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری , از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .

- عمری با غم عشقت نشستم , به تو پیوستم واز خود گسستم , ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود , تو را دیدم. پرستیدم . شکستم

- زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق راآفرید دیوانه نیست

- عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به یادش باشی

- بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم

- تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

- ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!

- دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست

- چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

- می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک

- اگر روزی دشمن پیدا کردی بدون در رسیدن به هدفت موفق بودی.اگر روزی تهدیدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزی خیانت دیدی بدون قیمتت بالاست. اگر روزی ترکت کردند بدون با تو بودن لیاقت میخواد

- من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.

- زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر…

- هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت….هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت….پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت…

- میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل ” ب ” برات میمیرند، مثل ” د ” دوستت دارند، مثل ” ع ” عا شقت میشوند، مثل ” م ” منتظر می مونند تا یه روز مثل ” ی ” یارت بشن.

- حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی…

- کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت… کاش اگه پا میزاشت دلمون رو تنها نمیذاشت… کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیزاشت

- قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

- موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم

- دل آدمها مثل یک جزیره دور افتادست ،اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست مهم اون کسیه که هیچوقت جزیره را ترک نکند

- اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

- عشق شاید زود تو را عاشق و دلتنگ کند اما هرگز تو را سیر نمی کند. روز ولنتاینت مبارک

- گرتواین دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه و قلبت ابروتو به تاراج می بره. مهم این نیست که اون مال تو باشه، مهم اینه که باشه. نفس بکشه، زندگی کنه و از زندگیش لذت ببره

- خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد

- اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ وقلب کوچیک من

- عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی

- صدا کن مرا که صدایت زیباترین نوای عالم است , صدا کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین میدهد , صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای مرا

- نشسته ام تا شاید صدایم کنی , صدایم کنی ومحبت بی دریقت را نثارم کنی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 9:15 توسط لیلا ملکی |


کنار آشنایی تو آشیانه می کنم

                 فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

                            کسی سئوال می کند به خاطر چه زنده ای

                                      و من برای زندگی تو را بهونه می کنم

 

امشب

 تو بغض همیشگی آسمون

یه التهاب نو

 سر می جنبونه

شهابی نفس میکشه

و تو نا کجای خودش به آخر می رسه

امشب اولین شب از هزار و یک شبه

به دقیقه نرسیده  تموم میشم

قصه    ...

هنوز ادامه داره

واژه ها به گلو نرسیده  راهشونو گم میکنن

فقط نگاهش میکنم

همه ی غصه رو تو چشاش تعریف میکنم....

 

 

کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود

؟؟؟!!!

 

باران که آمد٠٠٠لبهایم باریدند !

نامت با باران آمد٠٠٠

و چشمهایم٠٠٠

و دستهایم٠٠٠

همه باران شدند

٠٠٠تو با قطرات باران طلوع کردی

باران که آمد کوچه باغ من و تو تب کرد

و کلاغها٠٠٠

تا صبح خواندند در ضیافت باران و مه٠٠٠

گنجشگها زیر چتر هم بال گشودند٠٠٠

باران که آمد ٠٠٠من ماندم و یک جفت پای خسته در میان کوچه ء بی عابر

و تو دوباره باریدی بر تمام من

تمام من که از یاد برده بودم کیستم و چیستم

باران که آمد ٠٠٠بیادت بر تمام خویش گریستم

(باران می بارد اما می آید چون مسافری از کوچه های خاطره )

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 18:19 توسط لیلا ملکی |


 

من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم

یک عمر دور و تنها,تنها بجرم اینکه او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم

یک عمر میشد اری در ذره ای بگنجم از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

در آن هوای دلگیر وقتی غروب میشد گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب میشد- وقتی غروب میشد کاش آن غروب هارا از یاد برده بودم

 

وقتی می خواستم زندگی کنم راهم را بستند

وقتی می خواستم به راه عشق بروم گفتتند گناه است

وقتی به راستی سخن گفتم گفتند دروغ است

وقتی به ستایش رو آوردم گفتند خرافات است

وقتی خندیدام گفتند  دیوانه است

 

 

چند نکته آموزنده

سازنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن.
پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.
عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.
خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن.
نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.
بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه((امید)) است...به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
تواناترین کلمه((دانش)) است...آن را فرا گیر.
محکم ترین کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه((شانس)) است...به امید آن نباش.
لطیف ترین کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.
ضروری ترین کلمه((تفاهم)) است...آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه((سلامتی)) است...به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.
دوستانه ترین کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.
زیباترین کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.
زشت ترین کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنین شود؟؟
موقر ترین کلمه((احترام)) است...برایش ارزش قایل شو.
آرامترین کلمه((آرامش)) است...به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه((احتیاط )) است...حواست را جمع کن.
دست و پا گیر ترین کلمه((محدودیت)) است...اجازه نده مانع پیشرفتت شود.
سخت ترین کلمه ((غیر ممکن)) است...وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه((اضطراب)) است...آن را نادیده بگیر.
صبور ترین کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.
با ارزش ترین کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه((خوشرویی)) است...راز زیبایی در آن نهفته است.
رسا ترین کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است.
محرک ترین کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.
و هدفمند ترین کلمه((موفقیت)) است...پس پیش به سوی آن.

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 19:3 توسط لیلا ملکی |


 

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

 

 

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

 

 

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

 

 

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 

 

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

 

 

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 17:11 توسط لیلا ملکی |


امروز لب به سخن گشوده ام تا از او بگویم

تا از یگانه دوستی که تا وقتی توان دارد دوستیش را بدون چشمداشتی

به تو ارزانی میدهد

تا مر حمی باشی بر زخم های کهنه اش

و سپاس گویش باشی

سپاس می گویم تورا که از بدو انسانیت تا کنون بی دریغ

از چیزی برایم مادری کردی

برایم کوشیدی

در خانه صدای تو است که همیشه خانه را برایم معنا میسازد

بمان همیشه پیشم بمان که رفاقتت از هر رفاقتی برایم پاک ترو با حرمت تر است

آری همه میدانیم درزمان سرما همیشه دست مهربان مادر است

که گرما بخش وجود یخ زده ی ما می شود

همیشه نگران است مبادا چشم زخمی فرزندش را عذاب دهد همیشه دوستت دارم

به یادت هستم و خدا را شکر می کنم برای داشتن این موهبت الهی

 خدایا تملم مادر ها را یرای فرزندانشان سالم و سلامت نگاه دار

مادر عزیزم مادر گلم قربون تمام زحمت هایی که تا حالا برام کشیدی برم

از تمام وجود دوست دارمت از عمیق ترین نقطه دلم دوست دارمت

روز مادر بر تمام مادر های جهان مبارک باد

مادرم روزت مبارک

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:32 توسط لیلا ملکی |


آدمی دو قلب دارد

قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حظورش بی خبر

قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می تپد

همان که گاهی می شکند

گاهی می گیرد و گاهی می سوزد

گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه

و گاهی هم از دست می رود

با این دل است که عاشق می شویم

با این دل است که دعا می کنیم

با همین دل است که نفرین می کنیم

و گاهی وقت ها هم کینه می ورزیم

 

اما قلب دیگری هم هست.قلبی که از بودنش بی خبریم

این قلب اما در سینه جا نمی شود

و به جای اینکه بتپد.....می وزد و می بارد و می گردد و می تابد

این قلب نه می شکند نه میسوزد و نه می گیرد

سیاه و سنگ هم نمی شود

از دست هم نمی رود

 

زلال است و جاری

مثل رود و نسیم

و آنقدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی ماند

بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد

این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کند

وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد

وقتی تو می رنجی او می بخشد...

این قلب کار خودش را می کند

نه به احساست کاری دارد نه به تعلقات

نه به آنچه می گویی نه به آنچه می خواهی

 

و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند

به خاطر قلب دیگرشان

به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند

 

 

اگه روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم.

بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم .

واخرین خواسته ی من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:28 توسط لیلا ملکی |


بر آبگينه‌اي از جيوه‌ي سكوت

سنگواره‌اي از دستان آدمي

تا آتشي و چرخي كه آفريد

تا كليد واژه‌اي از دور شنوا

در آن با من سخن بگو

كه با همان

جوابي گويمت

آنگاه كه توانستن سرودي است

 

خداي را
مسجد من كجاست
اي ناخداي من؟
در كدامين جزيره آن آبگي ايمن است
كه راهش
از هفت درياي بي زنهار
مي گذرد؟
***
از تنگابي پيچاپيچ گذشتيم
- با نخستين شام سفر -
كه مزرعه سبز آبگينه بود.
و با كاهش شب
- كه پنداري
در تنگه سنگي
جاي خوش تر داشت -
به در يائي مرده درآمديم
- با آسمان سربي ِ كوتاهش -
كه موج و باد را
به سكوني جاودانه مسخ كرده بود.
و آفتابي رطوبت زده
- كه در فراخي ِ بي تصميمي
خويش سر گرداني مي كشيد،
و در ترديد ِ ميان فرو نشستن يا بر خاستن
به ولنگاري يله بود-.
***
ما به سختي در هواي كنديده طاعوني ‎‏َدم مي زديم و
عرق ريزان
در تلاشي نو ميدانه
پارو مي كشيدم
بر پهنه خاموش ِ دريائي پوسيده
كه سراسر
پوشيده ز اجسادي
ست كه چشمان ايشان
هنوز از وحشت توفان بزرگ
بر گشاده است
و از آتش خشمي كه به هر جنبنده
در نگاه ايشان است
نيزه هاي شكن شكن تندر
جستن مي كند.
***
و تنگاب ها
و درياها.
تنگاب ها
و درياهاي ديگر...
***
آنگاه به دريائي جوشان در آمديم،
با گرداب
هاي هول
وخرسنگ هاي تفته
كه خيزاب ها
بر آن مي جوشيد.
((-اينك درياي ابرهاست...
اگر عشق نيست
هرگز هيچ آدميزاده را
تاب سفري اينچن
نيست!))
چنين گفتي با لباني كه مدام
پنداري
نام گلي
تكرار مي كنند.
و از آن هنگام كه سفر را لنگر
بر گرفتيم
اينك كلام تو بود از لباني
كه تكرار بهار و باغ است.
و كلام تو در جان من نشست
و من آ ن را
حرف
به حرف
باز گفتم.
كلماتي كه عطر دهان تو را داشت.
و در آن دوزخ
- كه آب گنديده
دود كنان
بر تابه هاي تفته ي سنگ
مي سوخت ـ
رطوبت
دهانت را
از هر يكان ِ حرف
چشيدم.
و تو به چربدستي
كشتي را
بر درياي دمه خيز ِ جوشان
مي گذراندي.
و كشتي
با سنگيني سيــّالش
با غـّژا غـّژ ِ د گل هاي بلند
- كه از بار غرور بادبان ها
پست مي شد -
در گذار ِاز ديوارهاي ِ پوك ِ پيچان
به كابوسي مي
مانست
كه در تبي سنگين
مي گذرد.
***
امـّا
چندان كه روز بي آفتاب
به زردي نشست،
از پس تنگابي كوتاه
راه
به دريايي ديگر برديم
كه پاكي
گفتي
زنگيان
غم غربت را در كاسه مرجاني آن گريسته اند و
من اندوه ايشان را و
تو اندوه مرا
***
و مسجد من
در جزيره ئي ست
هم از اين دريا.
اما كدامين جزيره، كدامين جزيره،نوح من اي ناخداي من؟
تو خود آيا جست و جوي جزيره را
از فراز كشتي
كبوتري پرواز مي دهي؟
يا به گونه اي ديگر؟ به راهي ديگر؟
- كه در اين دريا بار
همه چيزي
به صداقت
از آب تا مهتاب گسترده
است
و نقره كدر فلس ماهيان
در آب
ماهي ديگريست
در آسماني
باژ گونه -.
***
در گستره خلوتي ابدي
در جزيره بكري فرود آمديم.
گفتي
((- اينت سفر، كه با مقصود فرجاميد:
سختينه ئي ته سرانجامي خوش!))
و به سجده
من
پيشاني بر خاك نهادم.
***
خداي را
نا خداي من!
مسجد من كجاست؟
در كدامين دريا
كدامين جزيره؟-
آن جا كه من از خويش برفتم تا در پاي تو سجده كنم
و مذهبي عتيق را
- چونان موميائي شده ئي از فراسوهاي قرون -
به ورود گونه ئي
جان بخشم.
مسجد من كجاست؟
با دستهاي عاشقت
آن جا
مرا
مزاري بنا كن!


 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:44 توسط لیلا ملکی |


کمیابترین کدهای جاوا

menu visibility
Put Mouse Over Here here
This is what happens!!

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


www.irLearn.com

BODY{ overflow:scroll; overflow-x:hidden; } .s1 { position : absolute; font-size : 10pt; color : blue; visibility: hidden; } .s2 { position : absolute; font-size : 18pt; color : red; visibility : hidden; } .s3 { position : absolute; font-size : 14pt; color : gold; visibility : hidden; } .s4 { position : absolute; font-size : 12pt; color : lime; visibility : hidden; } //-->
*
*
*
*